سلام نماز از نظر دكتر شريعتي

بسمه تعالي

در يك وبلاگي كه قبلاً چيزهاي ناجوري قرار مي داد امروز يك دفعه شوكه شدم چون ديدم اين رو قرار داده و اسمش را گذاشته "پايان":

خدایا

اگر تو این مدت به کسی یا کسانی ظلمی کردم، متضرعانه ازت میخوام منو ببخشی و دعای خیرم برای اون ها رو، کفاره ی ظلمم به اونها قرار بدی و پیش از اینکه روزی برسه که در اون "لا ینفع الظالمین معذرتهم"، از عقوبتم بگذری

و اگر توسط کسی یا کسانی به من ظلمی شده، خدایا ملتمسانه ازت میخوام از عقوبت اونها بگذری و باهاشون با دریای بی انتهای فضل و رحمتت برخورد کنی

یا علی

بعدش نمي دونم چرا ياد جمله معروف دكتر شريعتي افتادم كه مي گه:

«در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست، ولی در نماز پایان است.شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.»

شايد به دليل اينكه اسمش را گذاشته بود پايان ولي حس من مي گفت او تازه آغاز كرده است

يا حق


دلايل تبيين قرآن

بسمه تعالي

سوال: چرا قرآن را بايد تبين كرد؟

جواب: تبين يعني واضح كردن، روشن كردن و اينكه چرا بايد قرآن را تبين كرد از بيان خود قران 6 دليل دارد:

1- به جهت اينكه تقوا پيشه كنيد

2- تفكر كردن

3- تذكره

4- تعقل كردن: تعقل به معناي عقل نيست بلكه در عرب وقتي شتر را مي خواهند مهار كنند يا براي نحر كردن (نحر: سر بريدن شتر) يك وسيله اي هست كه 4 متر مفتول را در زمين مي كوبند و سر آن يك قلاب هست به يك زنجير بزرگ كه به زانوي شتر بسته مي شود كه هرچه هم قدرتمند باشد نمي تواند آنرا باز كند در عرب به اين وسيله گفته مي شود عِقال.

تعقل يعني نيروي شهوت و نيروي غضب را عقال زدن و با عقل كنترل كردن و مهار كردن

5- آماده شدن براي پذيرش هدايت

6- ايجاد شكر

سوال: آيات قرآن چگونه توسط قرآن تبيين مي شود؟

جواب: به وسيله 1- قصه 2- مثال

برگرفته از سخنراني حاج اقا معمار منتظرين جمعه 890217

وصیت نامه حضرت زهرا (س)

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لأکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَةِ؛

به نام خداوند بخشنده و مهربان

این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید.

ای علی ، من فاطمه دختر محمّد هستم . خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم . تو از دیگران بر من سزاوارتری . حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده . تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت ، سلام و درود می‌فرستم .

فاطمه، فاطـــــــمه است

بسمه تعالی

صحبت کردن در خصوص شخصیت بی نظیر حضرت زهرا (س) بسیار مشکل است برای دانشمندان و اساتید حوزه و دانشگاه که عمری را در راه اهلبیت(ع) صرف کرده اند و تلاشهای بسیاری در این راه نموده اند و برای همچون منی بی سواد غیر ممکن، لذا متنی از کتاب <<فاطمه، فاطمه است>> نوشته  آقای دکتر علی شریعتی انتخاب کردم که بسیار زیبا به توصیف حضرت پرداخته است.

متن مذکور به شرح زیر است :

فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه اسلام مي‌خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.

وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.

مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش.

مظهر يك “همسر” در برابر شويش.

مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش.

مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي، در خانه‌ي پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.
نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است.
او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.
این است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌كند. اينان را “بني‌علي” مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او تكيه مي‌كند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد.
نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن مي‌گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند.
اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.
و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم:

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌ي بزرگ است.

ديدم فاطمه نيست.(منظور استاد این است که سخن از فاطمه نیست بلکه سخن از خدیجه است)

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است

یا حق

برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه است دکتر علی شریعتی


شهادت حضرت زهرا

بسمه تعالی

ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) را خدمت همه دوستان و محبین آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

آن زمانی که زمـــــان یاد ندارد چه زمـــــــان

در مکانــــی که مــــکان یاد ندارد چه مـــکان

نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی،نه جهان

نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنـــان

دل مــن در پــی یک واژه بــی خاتــــــــمه بود

اولین واژه که آمد به نظــر فاطـمه بود

چندین سال پیش، شاید حدود 10 یا 12 سال پیش این شعر را در کتابی خواندم و همیشه به آن علاقه مند بودم امروز گفتم اون را برای دوستانم قرار بدم که بقیه هم بخوانند، شاعر آن را نمی شناسم ولی سوز او را احساس می کنم

یا حق