با سلام و درود

ديروز هانيه سادات راهوي اولين روز مدرسه را طي كرد و من مامانش و خودش حسابي خوشحال بوديم

البته بنده كمي دلگير بودم

شايد به اين دليل بود كه ياد روزهاي اول مدرسه افتاده بودم

ياد روزهايي كه فقط 105 روز از زمان رفتن پدر گذشته بود

ياد روزهايي كه كيف و كفش و كت شلواري كه پدر خريده بود را مواظبت مي كرد چون پدر نبود كه جايگزين كند

ياد روزهايي كه .....

و الان 28 سال و 105 روز گذشته است

عدد 105 گويا با اول مهر گره خورده است

اري 28 سال از آن روزها گذشت و بغض گلويم را مي فشارد

در اين 28 سال اتفاقات عجيبي بر ما و خاندان و خانواده گذشت

اگر از مرگ و مير ها كه قوانين ثابت اين گذر زمان هستند بگذريم

و عروسي ها و تولد ها را نيز امري بديهي بدانيم

ديگر چيز خاصي نمي ماند به غير از لحظات با هم بودن

آن لحظاتي كه به داد يكديگر رسيديم

آن لحظاتي كه همديگر را دريافتيم

و آن لحظاتي كه شروع كرديم مانند اول مهر

درست است كه اول مهر براي همه اول مهر است

ولي براي هر كس هر اول مهري متفاوت است

و چه زيباست كلمه مهر

مهر

زيبايي ناپايان دارد اين كلمه

و ديروز براي هانيه اول مهر بود

و 28 سال پيش براي من

اما تفاوت بسيار زياد

و از خدا مي خواهم كه هيچ گاه كودكي اول مهر مرا تجربه نكند

يا حق

سيد مهدي راهوي